سال نو خجسته
۲۹م اسفند, ۱۳۸۸ در دسته: روزمره, مناسبت ها ۱۵ دیدگاه
سال نو خجسته باد
میخانهها را وا کنید ای بــادهخـــواران
پیمانـه را احیـا کنیـد ای مــی گساران
باده در ساغر کنید، توبـهای دیگر کنید
خرقه از تن برکنید، توبهها را بشکنید
توبـــههــا را بشکنیـــد آمـــد بهـــاران
یادی از آئین مستانی کنید، مست پنهانی کنید
تا سحر پیمانهگردانی کنید، مست پنهانی کنید
روز و شب معشوقــهبــازیهای عــرفــانی کنید
مــست پنهـــــانی کنیــد، همچـون خمـــــــاران
توبـــههــا را بشکنیـــد آمـــد بهـــاران
عاشقان غوغا کنید، بر دل شیدا کنید
یک نفس گر میتوان ساغر زدن، پس چرا اندیشهی فـردا کنید
غصــه از ســر وا کنید، پیمــانه را احــیا کـنیـد، ای بیقـــراران
توبـــههــا را بشکنیـــد آمـــد بهـــاران
برچسب ها: ایران, جشن, عید, معده درد, نوروز, نوشیدنی, وبلاگ نویسی, گرسنگي, گزارش
شب و روز ۲۵ اسفند
۲۵م اسفند, ۱۳۸۸ در دسته: روزمره ۴ دیدگاه
سه شنبه 25 اسفند
از دیروز حوالی ظهر که از خواب بیدار شدم
و نشستم پشت سیستم تا شب چیزی نخوردم جز دوتا موز و چند لیوان چای و تعدادی سیگار که بالاخره ساعتهای 8 و نیم بود که زنگیدن بهم که :
بابا پاشو از خونه بزن بیرون کپک زدی و شدی جوون کپک زده روستایی
بیا طرف پاساژ (پاساژی که 2 سال توش مغازه داشتیم) خلاصه زدم بیرون و رفتم سوپرمارکت همـیشه گی و یک آب انبه و دوتا تی تاپ (راحت الحلقوم تر از تی تاپ سراغ ندارم) ادامه نوشته »
برچسب ها: بی خوابی, دوستان, روزمره, سیگار, شب, فهمیدن, قلب, من, نامجو, پشت بام, گرسنگي



