به مناسبت روز جهانی وبلاگنویسی
۹م شهریور, ۱۳۸۹ در دسته: اینترنت, مناسبت ها ۸ دیدگاه
امروز 31 آگوست برابر با 9 شهریور که به نام روز جهانی وبلاگ نامگذاری شده است
توی این روز باید وبلاگ نویسهایی که میخوان توی این روز شرکت کنند چند تا کار رو انجام بدم . در نوشته قبلی که از صادق جم نویسنده وبلاگ “بلاگ نوشت“نقل کردم توضیح داده شده
حالا این کار سخت
را دوست دارم انجام بدم ولی شک دارم بتونم ولی خب تلاش میکنم:
1- وبلاگ پاره آجر: وبلاگی که داره از زبون یک پاره آجر بیان میشه و مشکلات را به شیوه خوش پیشنهاد حلشون رو میده و به گفته خودش : پاره آجری که باید کوبیده بشه تو سر بعضیا تا مفهوم رو بگیرند و برای بعضیای دیگه برای اینکه حساب کار دستشون بیاد.من را درست مصرف کنید.
.
2-نسوان مطلقه معلقه: وبلاگ جالبی که تازه پیداش کردم و هنوز از شما چ پنهون نوشته ی زیادی ازش نخوندم ولی وقتی برگه “درباره ما” رو خواندم و نوشته گوشه وبلاگشون با عنوان “قسم به سیب” فهمیدم که وبلاگ جنجالی هست و با روحیه بنده هم سازگار
و به گفته خودشون : نویسندگان بر این باورند که هیچ اعتقادی وجود ندارد که نتوان آن را به چالش کشید. سه دختر که : اختر الملوک و سکینه و زهرا سه یار دبستانی اند که از بد حادثه هر یک به گوشه ای از دنیا پرتاب شده اند. آنها با نامها ی مستعار ویولتا و سامانتا و لولیتا برای شما از دل مشغولی هایشان می نویسند.
.
3- آنکس که نداند : نویسنده وبلاگ بانویی هستند که نامش رو “نمی دونم” گذاشته و فکر میکنم که ده نوشته آخرشون مربوط به مادرشون هست که شوربختانه گویا ایشان مادرشان را از دست دادند.
نام وبلاگ منو یاد نوشته اول کتاب دنیای صوفی انداخت که جمله نقل شده : آنکس که بداند که نداند ،از همه داناتر است . ایشان از تیر 84 مینویسند و وبلاگشون به نظر وبلاگ شخصی نویسی هست (از اونهایی که رایگان تجربه هاشون رو با دیگران تقسیم میکنند و من دوستشون دارم
)
.
4-وبلاگ خلیل جوادی : نمیدونم تا چه حد ایشون رو میشناسید و آیا می دونید که یکی از شاعران محبوب من هستش یا نه
وبلاگ جدیدی نیست برای من ولی خو دوست دارم معرفیش کنم به بقیه
. بتازگی دو کتاب (“خیابان خوابها” و “سمفونی جیرجیرک ها”) از ایشان به چاپ رسیده . “محکمه الهی” رو شنیدین، نشنیدین؟ از اینجا دانلود کنید
.
5-وقایع ابن محمود داستان این وبلاگ هم شبیه به وبلاگ جناب خلیل جوادی هستش یعنی من وبلاگ جناب ابن محمود رو دیرزمانی است شناختم ولی از وقتی که وبگردی من خیلی کم شده دیگه راستش سری بهش نزدم و دلم نیومد که معرفیش نکنم به دوستان به گفته خودش اکتفا میکنم : بناي ما در اين صفحه بر گير دادن است، به همه چيز و همه كس. اسم اين كار را ديگران نگاه انتقادي گذاشته اند، و ما به زبان خودمان ميگوييم گير دادن. موضوع گير دادنهاي ما، ادبيات در دنياي مجازي است. اما اگر در دنياي واقعي هم (كه خيلي هم واقعي نيست) چيز دندانگيري به دستمان افتاد، از سرش نميگذريم. اگر ظرفيت گير دادن را نداريد، نياييد. و اگر آمديد، منتظر شنيدن همه جور نقدي باشيد. پاچهخاري در مرام ما نيست، اما پاچهگيري اصل قضيه اين وبلاگ است.
.
پی نوشت : می دونم که حق مطلب ادا نشد ولی خوب دیگه تازه کاری و همین درسرها شما به بزرگواری خودتون ببخشید





