امروز
۱۱م اسفند, ۱۳۸۸ در دسته: روزمره
امروز 11 اسفند 88 صبح پس از یک ساعت و نیم جِر خوردن موبایل بابت به صدا در اومدن هشدار (alarm) بالاخره ساعت 8 و نیم بیدار شدم و رفتم دست و صورت شستم زیر سماور رو روشن کردم (چای باسماور حال میده) و سیگار رو برداشتم و رفتم بالای پشت بوم وکه یه نخ سیگار بکشم که دیدم وای وای خدا داره زار زار گریه میکنه چه بارونی بود 
پس از کشیدن سیگار اومدم پائین و رفتم یه چایی خوردم.
پی نوشت : همینطور که زیر بارون داشتم سیگار می کشیدم واسه خودمم هم میخونددم که:
این که زاده ی آسیایی رو می گن جبر جغرافیایی/این که لنگ در هوایی صبحونه ت شده سیگار و چایی
بیشتر بخوانید و یا گوش کنید جبر جغرافیایی محسن نامجو
———————————————–
ساعت 9:
اومدم جلوی ساختمون با کلاهی که برای بارون گذاشتم
که یکی از راننده های قدیمی خط اومد و اومدم سر خیابون اصلی ودوباره سوار یه ماشینه دیگه که بله اینجا هم نامجو بود
(مردم از خوشی)
همینطور که داشتم از خوشی میمردم متوجه شدم که جو بارون راننده و بقیه مسافرها رو گرفته که دارند بلوتوث میکنند دقت کردم دیدم که دارند درباره تگرگی که نزدیکهای بندرعباس اومده سخن می رانند
یکم که دقت کردم دیدم راستش جالبه آخه فیلم و عکسی که از تگرگها نشون هم میدادند که دیدم تگرگ بزرگتر از یک گردوی معمولی بود (براستی همین قدر بود)
ولی من نمیدونم که چرا من متوجه تگرگ نشده بودم یعنی خبرش رو نشنیده بودم الان که از این همکارمون میپرسم میگه که طرف رودان,قلعه قاضی و…
اومدیم جلوتر که دیدم سرعت خیلی اومد پائین (500 متر مونده به شرکت)و یه 200 متری همینطور پیش رفتیم که دیدم هنرستان دخترانه است !!!!!!!!!!!!!!!!!
نوشته های رنگ آبی معنی شعر است
هاژارِهی شاوان کاری پیم کِردَ عازیزم
اندوه شبها بلایی بر سر من آورده عزیز من
عاجز لَدِل بِیم راضی وَ مِردَن ای هاوار
عاجز از دلم شدم و راضی به مردن، ای هوار
شیرین شیرینم، شیرین شَمامَ، ساتیگ نبینَم، خُاوَام حَرامَه
یار شیرین من، عسل من، لحظهای تو را نبینم، خواب بر من حرام است
شُیوهی دلبری، لََتو تمامَ
راه و روش دلبری در تو پایان میپذیرد
ای داد ای بیدَاد، کَس دیار نِیَه، عازیزم
ای داد، کسی پیدایش نیست عزیز من
کَس لَدردِ کَس خَوَردار نِیَه عازیزم
کسی از درد کسی خبر ندارد عزیز من
شیرین شیرینم، شیرین شَمامَ، ساتیگ نبینَم، خُاوَام حَرامَه
یار شیرین من، عسل من، لحظهای تو را نبینم، خواب بر من حرام است
شُیوهی دلبری، لََتو تمامَ
راه و روش دلبری در تو پایان میپذیرد
خُوَام کرمانشانی، یارَم قصریه، عازیزم
خودم کرمانشاهیم، یارم قصر شیرینی
خاطرخوای بیمَ، تقصیرَم نیَه، ای هاوار
خاطرخواه شدم، گناه از من نیست، ای هوار
شیرین شیرینم، شیرین شَمامَ، ساتیگ نبینَم، خُاوَام حَرامَه
یار شیرین من، عسل من، لحظهای تو را نبینم، خواب بر من حرام است
شُیوهی دلبری، لََتو تمامَ
راه و روش دلبری در تو پایان میپذیرد
شعر شیرین با معنی برگرفته از وبلاگ محسن نامجو
———————————————–
ساعت حدود 11:
توی شرکت بودیم (شرکتی که موقت توش هستم) که دیدیم پینگ اینترنت ایفتیضاح هستش و مشکوک میزنه ابتدا که فکر کردیم اینترنت بازهم داره بازی در میاره و بازهم دردسر از طرف مخابراته و…
که دوستمون که از همکاران ثابت شرکته گفت بزار سیم تلفن رو چک کنیم که دیدیم بعلـــــــــــــــــــــه و…
پس از حل مشکل سیم تلفن چندتا تلفن جالب شد
1-
+ الو بفرمایید شرکت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
- سلام ممکنه اینترنت منو چک کنید؟
+ شما آقای/خانم ؟
- فلانی
+ اکانت شما مشکلی نداره
- آخه سایت باز نمیکنه
+ ممکنه این دستور رو توی ران(run) بنویسید
- چی؟
+ (توضیح اینکه ران(run) چیه و کجاست)
- خوب بله پیداش کردم خوب چی بنویسم؟
+ این دستور ور بنویسید ping 4.2.2.4 -t
- نوشتم ولی داره خطا میده
+شما چی نوشتی؟
- bing 4.2.2.4 _t
+ نه اینو بنویسید پینگ و اینکه اونهم دَش (-) هستش و نه آندرلاین (_)
- ببخشید این تَش کجاست؟
+ ::کندن مو:: و پاس دادن به من
پس از فهموندن دستور پینگ و اطمینان از اینکه اینترنت توی سیستمشون هست رفتیم سراغ رفع مشکل
که پس از کلی سروکله زدن فهمیدم که پیش از این قیلطرشگن استفاده شده و آی پی ها توی لَن ستینگ (lan setting) مونده وپاکش نکرده
—- خلاصه از دست تلفنها هم زیاد داستان هست .
ما هم بیشتر مجبوریم جای کلیدهای رو کیبرد رو به برخی بگیم (به هیچ عنوان قصد مسخره کردن ندارم) ولی خوی این چیزهای ابتدایی است وباید تلاش بشه که یاد داشته باشیم
پی نوشت: اصلا این شرکتی که در حال حاضر من توش هستم (ISP) نیست
برچسب ها: امروز, بارون, روزمره, شعر, من, نامجو, کار




۱۱م اسفند, ۱۳۸۸ در : ۹:۴۰ ب.ظ
یه مطلبی خوندم شبیه همین نوشتهات بود در مورد مشکلات واحد پشتیبانی مایکروسافت با ملت
[پاسخ]
جوون ساده روستایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۵ ق.ظ:
@ایلیا,
آره خوندم یه چیزی توی همین مایه ها
گاهی در حد عصبانیت همدیگر رو میزنیم
[پاسخ]
۱۱م اسفند, ۱۳۸۸ در : ۱۰:۰۵ ب.ظ
ولی تا دلت بخواد ادعا داریم ما. این هوا!
[پاسخ]
جوون ساده روستایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۶ ق.ظ:
@یک گرم,
آره خیلی زیاد گاهی که حتی خودمون هم شرمنده میشیم
البته اوندسته از دمهایی که بلد نیستند ولی میپرسند وفرق میکنه ها
[پاسخ]
۱۲م اسفند, ۱۳۸۸ در : ۲:۱۲ ق.ظ
پسر شکنجه نامه بود واسه خودش
[پاسخ]
جوون ساده روستایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸ ۱۰:۵۷ ق.ظ:
@وبلاگچی,
اندکی در همین زمینه ها
حالا خوبه که من اونروز حالم خوب بود
[پاسخ]
۱۲م اسفند, ۱۳۸۸ در : ۷:۰۳ ب.ظ
سلام بر آرش عزیز! خوفی؟ آخه سیگار چرا نمیگی مریض میشی خدای ناکرده سرطان می گیری؟! :D
خدا رحم کنه به شما! من از دست آدمایی که همه چی رایانه رو باید بهشون توضیح بدی متنفرم! یعنی بدترین شکنجه برای من اینه که بگن به این آدما برنامه نویسی و اینا یاد بده!
[پاسخ]
جوون ساده روستایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۵ ب.ظ:
@پدرام,


یکی اینکه اگر مریض نبودم سیگار نمی کشیدم و حالا بیماری جسمی هم بماند که سیگار سم هستش برام و من هم که روانم پاکه و هیچی حالیش نیست.
) به ما رحم کند
شنکجه برادران اس.لامی قابل تحمل تر میشه گاهی
به قول دوستان:
به به گل باغ غنچه نبات گُپ گُلُم پدرام عزیز
گویند: سیگار از سی کار کند تو را بیکار
مریض که هستیم
در خصوص اون آدمها هم پروردگار(پرودگار خوب و راستین و نه اون خدای جنایتکار
[پاسخ]
پدرام پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۰ ق.ظ:
@جوون ساده روستایی,
take it easy…!
[پاسخ]
جوون ساده روستایی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲م, ۱۳۸۸ ۹:۴۹ ب.ظ:
@پدرام,
NP
[پاسخ]
۱۲م اسفند, ۱۳۸۸ در : ۷:۰۳ ب.ظ
آقا این گراواتار من که الان گذاشته قدیمی یه ها الان یه چیز دیگس!
[پاسخ]
جوون ساده روستایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۷ ب.ظ:
@پدرام,

میگم کلی دلمون برات تنگیده بودا و نگران این بودم که نکنه خودت رو توی اتاق حبس کردی و در ازپشت قفل کردی کلید هم دادی به لوس بزرگ
گراواتارت هم هرچی باشه ما قبول میکنیم حتی اگر وطنی نباشه و شرقی باشه
من میدونم تو موفق میشی (برگرفته از کارتون گالیور)
[پاسخ]
پدرام پاسخ در تاريخ اسفند ۱۸م, ۱۳۸۸ ۱۱:۳۲ ق.ظ:
@جوون ساده روستایی,
ما هم کلی دلمون برای اینجا و وبلاگستان تنگیده بود! چندبار اومدم بلاگو را بندازم گفتم ولش کن بعد کنکور! خلاصه خودمون نباشیم دلمون اینجاست!
لوس کبیر هم که حالی می کند. برای خودش دور از نظارت بنده جولان می دهد و برای کله پا شدن من در کنکور دعا! :D
گراواتار هم این صدای پ میده تو زبان چینی! ترجمه گراواتار قبلیه است!
موفق باشی آرش جان!
[پاسخ]
جوون ساده روستایی پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲م, ۱۳۸۸ ۹:۵۲ ب.ظ:
@پدرام,

ولی خدایی پرودگار به حال این چینی ها باید رحم بیشتری میداشت::نه-خیر:: براستی که حروف الفباشون خیلی سخته.
شنیده بودم به همین دلیل خیلی بی سواد داشتن که گویا دستی توی حرف الفباشون بردند
[پاسخ]
۱۵م اسفند, ۱۳۸۸ در : ۱۲:۴۳ ب.ظ
پس اول این اهنگ رو گوش دادی بعد گفتی بذار بهش عمل کنم
[پاسخ]
جوون ساده روستایی پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۰ ب.ظ:
@زن,
نه این محسن نامجو این آهنگ رو برای من ساخته.
اینکه زاده آسیایم و میگن جبر جغرافیایم
این که لنگ در هواییم صبحونه امون شده سیگار و چایی
[پاسخ]